|
رساله های پولس رسول به |
خدا می خواهد هر انسانی را نجات بخشد
خبر ایمان آوردن غیر یهودیان بلافاصله در همه جا پیچید و به گوش رسولان و سایر پیروان مسیح در یهودیه نیز رسید. 2 پس هنگامی که پطرس به اورشلیم بازگشت ، ایمانداران یهودی نژاد با او درگیر شدند و می گفتند که 3 چرا با غیر یهودیان نشست و برخاست کرده و از همه بدتر ، با آنان بر سر یک سفره غذا خورده است. 4 آنگاه پطرس موضوع را از اول به تفصیل برای ایشان تعریف کرد و گفت: 5 یک روز در شهر قیافا بودم. وقتی دعا می کردم ، در رویا دیدم که سفره ای بزرگ از آسمان پایین آمد که از چهار گوشه آویزان بود. 6 در آن سفره همه نوع حیوان و حشره و پرنده وحشی که خوردنش برای یهودیان حرام است ، وجود داشت. 7 سپس صدایی را شنیدم که به من گفت : برخیز و از هرکدام که می خواهی ذبح کن و بخور. 8 گفتم : ای خداوند ، من هرگز چنین کاری نخواهم کرد چون در عمرم به چیزی حرام و ناپاک لب نزده ام! 9 ولی باز آن صدا گفت : وقتی خدا چیزی را حلال می خواند ، تو آن را حرام نخوان ! 10 این صدا سه بار تکرار شد. سپس آن سفره دوباره به آسمان بالا رفت. 11 درست در همان لحظه ، سه نفر به خانه ای که من در آن مهمان بودم رسیدند. آنها آمده بودند که مرا به قیصریه ببرند. 12 روح القدس به من گفت که همراه ایشان بروم و به غیر یهودی بودن ایشان توجهی نداشته باشم . این شش برادر نیز با من آمدند. پس به خانه شخصی رسیدیم که به دنبال من فرستاده بود.13 او برای ما تعریف کرد که چگونه فرشته بر اوظاهر شده و به او گفته که اشخاصی را به یافا بفرست تا شمعون پطرس را پیدا کنند. 14 او خواهد گفت که چطور تو و خانواده ات می توانید نجات پیدا کنید ! 15 هنگامی که برای ایشان شروع به صحبت کردم ، روح القدس بر ایشان نازل شد ، درست همانطور که اول بر ما نازل شد. 16 آنگاه به یاد سخنان خداوند افتادم که فرمود: یحیی با آب غسل تعمید می داد ؛ ولی شما با روح القدس تعمید خواهید یافت. 17 و چون خدا به این غیر یهودیان همان هدیه را داد که به ما بخاطر ایمانمان ، عطا فرمود ، پس من که هستم که اعتراض کنم. 18 وقتی این را شنیدند ، قانع شدند و گفتند : خدا را شکر که همان لطفی را که در حق ما نمود، در حق غیر یهودیان نیز انجام داد و به ایشان این امکان را داد تا دست از گناه کشیده ، بسوی او بازگردند و حیات جاودانی را به دست آورند.
شکنجه و آزار به پیشرفت انجیل می انجامید
19 وقتی پس از قتل استیفان ، شکنجه و آزار ایمانداران اورشلیم شروع شد ، آنانی که از اورشلیم فرار کرده بودند، تا فینیقیه و قبرس و انطاکیه پیش رفتند و پیغام انجیل را فقط به یهودیان رساندند. 20 ولی چند نفر از ایمانداران اهل قبرس و قیروان وقتی به انطاکیه رسیدند ، با یونانی ها نیز درباره عیسای خداوند سخن گفتند . 21 خداوند کوشش این چند نفر را به ثمررساند ، بطوری که بسیاری از این غیر یهودیان به عیسی مسیح ایمان آوردند. 22 وقتی این خبر به گوش ایمانداران کلیسای اورشلیم رسید ، برنابا را که اهل قبرس بود ، به انطاکیه فرستادند تا به این نو ایمانان کمک کند. 23 وقتی برنابا به آنجا رسید و دید که خدا چه کارهای شگفت آوری انجام می دهد ، بسیار شاد شد و ایمانداران را تشویق کرد که به هر قیمتی که شده ، از خداوند دور نشوند. 24 برنابا شخصی مهربان و پر از روح القدس بود و ایمانی قوی داشت. در نتیجه ، مردم دسته دسته به خداوند ایمان می آوردند. 25 برنابا به طرطوس رفت تا پولس را بیابد . 26 وقتی او را پیدا کرد به انطاکیه آورد و هر دو یک سال در انطاکیه ماندند و عده زیادی از نو ایمانان را تعلیم دادند. در انطاکیه بود که برای نخستین بار پیروان عیسی مسیح را مسیحی لقب دادند. 27 در این هنگام ، چند نفر نبی از اورشلیم به انطاکیه آمدند . 28 یکی از آنان که نامش اغابوس بود ،در یک مجلس عبادتی برخاست و با الهام روح خدا پیشگویی کرد که بزودی سرزمین اسرائیل دچار قحطی سختی خواهد شد. این قحطی در زمان فرمانروایی کلودیوس قیصر عارض شد. پس ، مسیحیان آنجا تصمیم گرفتند هر کس در حد توانایی خود ، هدیه ای بدهد تا برای مسیحیان یهودیه بفرستند. 30 این کار را کردند و هدایای خود را بدست برنابا و پولس سپردند تا نزد کشیشان کلیسای اورشلیم ببرند.
نگارش کتاب مقدس انجیل بر روی شبکه جهانی : توسط اندرو از توکیو
2005