|
رساله های پولس رسول به |
برخی دیگر از سخنان عیسی
روزی عیسی به شاگردان خود فرمود: وسوسه گناه همیشه وجود خواهد داشت ، اما وای بحال آن کس که دیگران را بسوی این وسوسه ها بکشاند. 2- برای چنین شخصی بهتر است که سنگ بزرگ آسیابی به گردنش ببندند و او را به قعر دریا بیندازند، تا اینکه باعث گمراه شدن یکی از پیروان بی تجربه و ساده دل خدا گردد؛ زیرا مجازات خدا در حق او بسیار سنگین خواهد بود. 3- پس مراقب اعمال و کردار خود باشید ! اگر برادرت در حق تو خطایی ورزد، او را از اشتباهش آگاه ساز ! اگر پشیمان شد، او را ببخش! 4- حتی اگر روزی هفت مرتبه به تو بدی کند ، و هربار نزد تو باز گردد و اظهار پشیمانی کند ، او را ببخش ! 5- روزی رسولان به عیسای خداوند گفتند: ایمان ما را زیاد کن! 6- عیسی فرمود: اگر ایمانتان به اندازه ریز خردل می بود، می توانستید به این درخت توت دستور بدهید که از جایش کنده شده ، در دریا کاشته شود، و درخت هم از دستور شما اطاعت می کرد! 7،8،9- وقتی خدمتکاری از شخم زدن یا گوسفند چرانی به خانه باز می گردد ، فوری نمی نشیند تا غذا بخورد ؛ بلکه اول خوراک اربابش را حاضر می کند و شام او را می دهد ، سپس خودش می خورد. کسی نیز از او تشکر نمی کند ، زیرا وظیفه اش را انجام می دهد. 10- به همین صورت ، شما نیز وقتی دستورات مرا اجرا می کنید، انتظار تعریف و تمجید نداشته باشید ، چون فقط وظیفه خود را انجام داده اید !
سامری سپاسگزار
11،12،13- عیسی و شاگردانش ، بر سر راه خود به اورشلیم ، در مرز جلیل و سامره، وارد روستایی می شدند. ناگاه ده جذامی به مقابل آنها آمدند. ایشان از دور ایستاده ، فریاد زدند: ای عیسای خداوند ، بر ما رحم کن! 14- عیسی متوجه آنان شد و فرمود: نزد کاهن بروید و خود را به ایشان نشان دهید که شفا یافته اید!هنگامی که می رفتند ، آثار جذام از روی بدنشان محو شد. 15- یکی از آنان وقتی دید که شفا یافته است، در حالیکه با صدای بلند خدا را شکر می کرد ، نزد عیسی بازگشت ،16- و جلو او به خاک افتاد و برای لطفی که در حقش کرده بود، از وی تشکر نمود. این شخص ، یک سامری بود. 17- عیسی فرمود: مگر من ده نفر را شفا ندادم ؟پس آن نه نفر دیگر کجا هستند ؟ 18- آیا بجز این غریب ، کسی نبود که بازگردد و از خدا تشکر کند؟ 19- پس به آن مرد فرمود: برخیز و برو ! ایمانت تو را شفا داده است!
گفتار عیسی در باره آخر زمان
20- روزی بعضی از فریسیان از عیسی پرسیدند : ملکوت خدا کی آغاز خواهد شد؟ عیسی جواب داد: ملکوت خدا با علائم قابل دیدن آغاز نخواهد شد! 21- و نخواهد گفت که در این گوشه یا آن گوشه زمین آغاز شده است، زیرا ملکوت خدا در میان شماست ! 22- کمی بعد، در این باره به شاگردان خود فرمود: زمانی می رسد که آرزو خواهید کرد حتی برای یک روز هم که شده، با شما باشم ، اما این آرزو برآورده نخواهد شد. 23- به شما خبر خواهد رسید که من بازگشته ام و در فلان جا هستم ! اما باور نکنید و بدنبال من نگردید. 24- زیرا وقتی بازگردم ، بدون شک شما از آن آگاه خواهید شد. بازگشت من ، در واقع همچون برق خواهد بود که در تمام آسمان می درخشد. 25- اما پیش از آن، لازم است که زحمات بسیاری متحمل گردم و توسط این قوم محکوم شوم. 26- در زمان بازگشت من، مردم دنیا مانند زمان نوح نسبت به امور الهی بی توجه خواهند بود. 27- در زمان نوح، مردم همه سرگرم خوردن و نوشیدن و ازدواج و خوشگذرانی بودند و همه چیز بصورت عادی جریان داشت ، تا روزی که نوح داخل کشتی شد و طوفان آمد و همه را از بین برد. 28- در آن زمان، دنیا مانند زمان لوط خواهد بود.که مردم غرق کارهای روزانشان بودند؛ می خوردند و می نوشیدند ؛ خرید و فروش می کردند ؛ می کاشتند و می ساختند ؛29- تا صبح روزی که لوط از شهر سدوم بیرون آمد و آتش و گوگرد از آسمان بارید و همه چیز را از بین برد.30- بلی ، به هنگام بازگشت من، اوضاع دنیا به همین صورت خواهد بود! 31- در آن روز، کسانی که از خانه بیرون رفته باشند برای بردن اموالشان به خانه باز نگردند ؛ و آنانی که در صحرا هستند ، به شهر بازنگردند. 32- بخاطر بیاورید بر سر زن لوط چه آمد ! 33- هر که بکوشد جان خود را حفظ کند ، آن را از دست خواهد داد؛ اما هر که از جان خود بگذرد، آن را نجات خواهد داد.34- در آن شب ، دو نفر که در یک اطاق خوابیده باشند ، یکی به آسمان برده خواهد شد و دیگری خواهد ماند. 35- دو زن که سرگرم کارهای خانه باشند ، یکی به آسمان برده شده ، دیگری برجای خواهد ماند. 36- دو نفر نیز که در مزرعه کار می کنند ، یکی برده شده ، و دیگری خواهد ماند. 37- شاگردان از عیسی پرسیدند: خداوندا ، به کجا برده خواهند شد؟ عیسی فرمود: جایی که لاشه باشد، لاشخورها در آنجا جمع خواهند شد !
Powerd By Heydari From Tokyo 2005