|
رساله های پولس رسول به |
طومار کوچک در دست فرشته
سپس فرشته نیرومند دیگری را دیدم که از آسمان پایین می آید . گرداگرد او را ابر فرا گرفته بود و بر فراز سرش رنگین کمانی قرار داشت . صورتش نیز همچون خورشید می درخشید و پایهایش مانند ستونهای آتش بود . 2 در دست راست او طومار کوچک بازی قرار داشت . او پای راستش را بر دریا و پای چپش را بر زمین گذاشت ، 3 و صدایی بلند چون غرش شیر برآورد . در جواب او هفت رعد سخن گفتند . 4 آماده می شدم تا گفته رعدها را بنویسم که ناگاه صدایی از آسمان به من گفت : دست نگه دار ! سخن رعدها نباید آشکار شود . آنها را ننویس ! 5 آنگاه فرشته ای که بر دریا و خشکی ایستاده بود ، دست راست خود را بسوی آسمان بلند کرد ، 6 و به کسی که تا ابد زنده است و آسمان و زمین و دریا با تمام موجودات آنها آفرید ، قسم خورد که دیگر تاخیری پیش نخواهد آمد ، 7 بلکه وقتی فرشته هفتم شیپور را بنوازند ، نقشه خدا عملی خواهد شد ، همانگونه که خدا به انبیای خود وعده داده بود . 8 بار دیگر صدایی از آسمان به من گفت : برو و طومار باز را از آن فرشته که بر دریا و خشکی ایستاده است ، بگیر ! 9 پس به او نزدیک شدم و از او خواستم شیپور را به من بدهد . گفت : بگیر و بخور ! وقتی آن را در دهانت گذاشتی ، مانند عسل شیرین خواهد بود ، اما وقتی خوردی معده ات تلخ خواهد شد . 10 پس طومار را گرفتم و خوردم . درست همانگونه که گفته بود ، در دهانم شیرین بود ، اما وقتی خوردم ، معده ام تلخ شد . 11 آنگاه به من گفت : تو باید باز هم درباره قومها ، نژادها ، زبانها و پادشاهان بسیار ، پیشگویی نمایی .
Powerd By Heydari From Tokyo 2005