|
رساله های پولس رسول به |
نابودی نهایی بابل
بعد از این رویاها ، فرشته دیگری را دیدم که با اختیار تام از آسمان پایین آمد . این فرشته چنان می درخشید که تمام زمین را روشن ساخت . 2 او با صدای بلند فریاد می زد : بابل بزرگ ویران شد ! بکلی ویران شد ! بابل کمینگاه دیوها و شیاطین و ارواح ناپاک شده است . 3 زیرا تمام قومها از شراب شوم زنای آن ، سرمست شده اند . پادشاهان دنیا در آنجا خوش گذرانی کرده اند ، و تاجران دنیا از زندگی پرتجمل آن ثروتمند شده اند . 4 در این وقت ، از آسمان صدای دیگری شنیدم که می گفت : ای خلق من ، از این شهر دل بکنید و خود را با گناهانش آلوده نسازید، و گر نه شما نیز به همان مکافات خواهید رسید . 5 زیرا گناهانش تا فلک بر روی هم انباشته شده است . از اینرو خداوند آماده است تا او را به مجازات جنایتهایش برساند . 6 پس برای کارهای زشتش دو چندان به او سزا دهید . آن همه جامهای شکنجه که برای دیگران پر کرد ، دوبرابر بخودش بنوشانید . 7 تا حال زندگی اش غرق در تجمل و خوشگذرانی بوده است ؛ از این پس آن را با شکنجه و عذاب لبریز کنید . می گوید : من بیوه بی نوا نیستم ؛ من ملکه این تاج و تخت می باشم ؛ هرگز رنگ غم و اندوه را نخواهم دید . 8 پس در عرض یک روز ، مرگ و عزا و قحطی دامنگیر او خواهد شد و او در آتش خواهد سوخت . چون خداوند توانا این شهر را به مکافات خواهد رساند .
گریه و زاری برای بابل
9 آنگاه پادشاه دنیا که با او زنا می کردند و از این کار لذت می بردند ، وقتی ببینند دود از خاکسترش بلند می شود ، برایش عزا گرفته ، 10 از ترس ، دور از او خواهند ایستاد و ناله کنان خواهند گفت : افسوس که بابل ، آن شهر بزرگ در یک چشم به هم زدن نابود شد ! 11 تاجران دنیا نیز برایش عزا گرفته ، زارزار خواهند گریست ، زیرا دیگر کسی نخواهد بود که اجناسشان را بخرد . 12،13 این شهر ، بزرگترین خریدار اجناس ایشان بود ، اجناسی نظیر طلا و نقره ، سنگهای قیمتی و مروارید ، کتانهای لطیف و ابریشمهای ارغوانی و قرمز ، انواع چوبهای معطر و زینت آلات عاج ، گرانترین کنده کاریهای چوبی ، مس و آهن و مرمر ، ادویه و عطر ، بخور و پماد ، کندر و شراب و روغن زیتون ، آرد ممتاز گندم ، گاو و گوسفند ، اسب و ارابه ، برده و جانهای انسانها . 14 تاجران اشک ریزان خواهند گفت : تمام چیزهای دوست داشتنی ات را از دست دادی . آن خوراکهای لذیذ و تجملات زیبا و خیره کننده که برایت آن قدر عزیز بود ، هرگز دوباره نصیب نخواهد شد . دیگر خبری از آنها نیست ! 15 پس تاجرانی که با فروش این اجناس ثروتمند شده اند ، دور ایستاده ، از خطری که ایشان را تهدید می کند خواهند ترسید و گریه کنان خواهند گفت : 16 افسوس که آن شهر بزرگ با تمام زیبایی و ثروتش ، در یک چشم بهم زدن دود شد ! شهری که مثل زن زیبایی بود که لباسهای نفیس از کتان ارغوانی و قرمز می پوشید و با طلا و سنگهای قیمتی و مروارید خود را زینت می داد .17 صاحبان کشتی ها و ناخدایان و دریانوردان خواهند ایستاد و از دور 18 برای شهری که دود از خاکسترش بالا می رود ، اشک ریخته ، خواهند گفت : در تمام دنیا ، کجا دیگر چنین شهری پیدا خواهد شد ؟ 19 و از غم و غصه ، خاک بر سر خود ریخته ، خواهند گفت : افسوس افسوس از این شهر بزرگ ! از ثروتهای بی حد و اندازه اش ، همه ما ثروتمند شدیم ؛ و حال در یک لحظه همه چیز دود شد ! 20 اما تو ای آسمان ، از سر نوشت بابل شاد باش ! و شما ای فرزندان و فرستادگان و خدمتگزاران خدا شادی کنید ! زیرا خدا سرانجام انتقام شما را از او گرفت .
شرح و سرنوشت بابل
21 آنگاه ، یک فرشته پرقدرت ، تخته سنگی را که به شکل آسیاب بود برداشت و آن را به دریا انداخت و فریاد زد : شهر بزرگ بابل تا ابد ناپدید خواهد شد ، همان طور که این سنگ ناپدید شد .22 دیگر هرگز نوای موسیقی در این شهر شنیده نخواهد شد ، و دیگر صدای آسیاب در آن بگوش نخواهد رسید . 23 دیگر هیچ چراغی در آن روشن نخواهد شد و صدای شادی عروس و داماد در آن شنیده نخواهد شد . تاجرانش زمانی بزرگترین سرمایه داران دنیا بودند و این شهر تمام قومها را با نیرنگهای خود فریب می داد . 24 خون تمام فرستادگان و خلق خدا که شهید شدند ، به گردن این شهر است .
Powerd By Heydari From Tokyo 2005