|
رساله های پولس رسول به |
جشن و شادی در آسمان
پس از آن ، صدای گروه بیشماری را شنیدم که در آسمان سرود شکرگزاری خوانده ، می گفتند : هللویا ، خدا را شکر ! نجات از سوی خدای ما می آید . عزت و اکرام و قدرت فقط برازندة اوست ، 2 زیرا داوری او حق و عدل است . او فاحشه بزرگ را که زمین را با فساد خود آلوده می ساخت ، مجازات نمود و انتقام خون خدمتگزاران خود را از او گرفت . 3 ایشان بارها و بارها سراییده ، می گفتند : هللویا ، خدا را شکر ! دود از خاکستر این شهر تا ابد بالا خواهد رفت ! 4 آنگاه ، آن بیست و چهار رهبر روحانی و چهار موجود زنده سجده کرده ، خدا را که بر تخت نشسته بود ، پرستش نموده ، گفتند : آمین ، هللویا . خدا را شکر ! 5 در این هنگام ، از میان تخت ، صدای دیگری آمد که می گفت : شما ای خدمتگزاران خدا ، کوچک و بزرگ ، خدای ما را سپاس گویید و او را اکرام نمایید . 6 سپس آوای خوش آهنگ دیگری را شنیدم ، آوایی همچون سرود گروهی عظیم که طنین آن چون امواج خروشان دریاها و غرش پیاپی رعدها بود ، و می گفت : هللویل ، خدا را شکر ! زیرا خداوند توانای ما سلطنت می کند . 7 بیایید با یکدیگر وجد و شادی کنیم و او را احترام نماییم ، زیرا زمان جشن عروسی بره فرا رسیده است . عروس او نیز خود را مهیا کرده ، 8 و به او اجازه داده شده تا پاکترین و سفید ترین و لطیف ترین لباس کتان را بپوشد . مقصود از کتان لطیف ، همانا اعمال نیک خلق خداست . 9 آنگاه فرشته به من گفت : بنویس ، خوشا بحال کسانی که به جشن عروسی بره دعوت شده اند . این را خداوند می فرماید . 10 در این هنگام به پای او افتادم تا او را بپرستم . اما او گفت : نه ، چنین نکن ! من نیز مانند تو ، یکی از خدمتگزاران خدا هستم . من نیز مانند برادران تو ، درباره ایمان به عیسی شهادت می دهم . تمام این پیشگوییها و هر آنچه که به تو نشان دادم ، همه در وصف عیسی است .
کلمه خدا سوار بر اسب سفید
11 سپس دیدم که آسمان گشوده شد . در آنجا اسبی سفید بود که سوارش « امین و حق » نام داشت ، زیرا به حق و عدل مبارزه و مجازات می کند . 12 چشمان او مانند شعله های آتش بود و بر سرش تاجهای فراوانی قرار داشت . بر پیشانی اش نیز نامی نوشته شده بود که فقط خودش معنی آن را می دانست . 13 او جامه خون آلودی در برداشت و لقبش «کلمه خدا» بود . 14 لشکرهای آسمانی که لباسهای کتان سفید و پاک بر تن داشتند ، سوار بر اسبهای سفید ، به دنبال او می آمدند . 15 از دهان او شمشیر تیزی بیرون می آمد تا با آن قومهای بی ایمان را سرکوب کند . او با عصای آهنین بر آنان حکمرانی خواهد نمود و با پایهای خود ، شراب خشم خدای توانا را در چرخشت خواهد فشرد . 16 بر لباس و ران او نیز این لقب نوشته شده بود : شاه شاهان سرور سروران .
سفره ای از مردگان در جنگ
17 سپس فرشته ای را دیدم که در آفتاب ایستاده بود و با صدای بلند به پرندگان می گفت : بیایید و بر سر سفره ای که خدا برای شما تدارک دیده است ، جمع شوید . 18 بیایید و بخورید از گوشت پادشاهان و فرماندهان و زورمندان ؛ از گوشت اسبان و سواران آنها ، و از گوشت تمام انسانها ، بزرگ و کوچک ، برده و آزاد . 19 آنگاه دیدم که جاندار خبیث ، حکومتهای جهان و لشکریان آنها را گرد آورد تا با آن اسب سوار و لشکر او بجنگند . 20 اما جاندار خبیث با پیامبر دروغینش گرفتار آمدند و هر دو زنده زنده به دریاچه آتش که با گوگرد می سوزد انداخته شدند ؛ بلی ، همان پیامبری که در حضور جاندار معجزات خیره کننده انجام می داد تا تمامی کسانی را که علامت جاندار را داشتند و مجسمه اش را می پرستیدند ، فریب دهد . 21 آنگاه تمام دار و دسته او با شمشیر تیزی که در دهان اسب سوار بود کشته شدند ، و پرندگان شکم خود را با گوشت آنان سیر کردند .
Powerd By Heydari From Tokyo 2005