|
رساله های پولس رسول به |
رویای آسمانی
سپس ، همانطور که نگاه می کردم ، دیدم که در آسمان دروازه ای گشوده شد . آنگاه همان آوایی که قبلاً نیز شنیده بودم ، بگوش رسید ؛ آن آوا که همچون صدای شیپوری نیرومند بود ، به من گفت : بالا بیا تا وقایع آینده را به تو نشان دهم . 2،3 نا گهان روح خدا مرا فرو گرفت و من خود را در آسمان دیدم . وه که چه باشکوه بود ! تختی دیدم ؛ کسی بر آن نشسته بود که همچون الماس می درخشید . گردا گرد تخت او را رنگین کمانی تابان چون زمرد ، فرا گرفته بود . 4 دور آن تخت ، بیست و چهار تخت کوچکتر قرار داشت ؛ بر آنها بیست و چهار رهبر روحانی نشسته بودند که همه لباسی سفید بر تن و تاجی از طلا بر سر داشتند . 5 از آن تخت بزرگ ، رعد و برق بر می خاست و غرش رعد طنین افکن بود . در مقابل آن تخت ، هفت چراغ نیز روشن بود . این هفت چراغ همان روح هفتگانه خدا هستند . 6 در برابر تخت ، دریایی از بلور درخشان به چشم می خورد . چهار موجود زنده نیز در چهار گوشه تخت ایستاده بودند که در جلو و پشت سر خود ، چشم داشتند . 7 نخستین موجود زنده ، به شکل شیر بود ؛ دومی شبیه گاو ، سومی به صورت انسان و چهارمی به شکل عقابی در حال پرواز بود . 8 هر یک از این موجودات زنده ، شش بال داشت ، و میان بالهایش پر از چشم بود . ایشان شبانه روز ، بدون وقفه نام خدا را ذکر نموده ، می گفتند : قدوس ، قدوس ، قدوس است خداند خدای قادر مطلق که بود و هست و می آید ! 9 هنگامی که این موجودات زنده به آنکس که بر تخت نشسته بود و تا ابد زنده است ، جلال و حرمت و سپاس فرستادند ، 10 آن بیست و چهار رهبر نزد او سجده نمودند و او را که تا ابد زنده است ، پرستش کردند ، و تاجهای خود را پیش تخت او انداختند ، 11 این سرود را خواندند : خداوندا ، جلال و حرمت و قدرت ، برازنده توست ؛ زیرا تو آفریننده تمام موجودات هستی و همه چیز به اراده تو بوجود آمد .
Powerd By Heydari From Tokyo 2005