|
رساله های پولس رسول به |
ایمان چیست ؟
حال ببینیم ایمان چیست . ایمان یعنی اطمینان به اینکه آنچه امید داریم ، واقع خواهد شد ؛ ایمان یعنی یقین به آنچه اعتقاد داریم ، گرچه قادر به دیدنشان نمی باشیم . 2 مردان خدا در زمان قدیم ، بسبب ایمانشان بود که مورد پسند خدا واقع شدند . 3 با ایمان به وجود خداست که می دانیم زمین و آسمان ، و در حقیقت همه چیز، بدستور خدا ساخته شده اند ؛ و همه اینها از چیزهای نا دیدنی به وجود آمده اند .
مشعلداران ایمان
هابیل
4 از راه ایمان بود که هابیل دستور خدا را اطاعت کرد و هدیه ای به خدا تقدیم نمود که بیشتر از هدیه قائن سبب رضایت او گردید . خدا با قبول هدیه هابیل ، نشان داد که او را مورد لطف و عنایت خود قرار داده است . و اکنون ، با اینکه هزاران سال از دوران هابیل می گذرد ، اما هنوز هم می توانیم درسهای بسیاری از زندگی او درباره ایمان به خدا بیاموزیم .
خنوخ
5 خنوخ نیز به خدا ایمان داشت . به همین جهت ، بدون اینکه طعم مرگ را بچشد ، خدا او را به نزد خود برد . او ناگهان ناپدید شد ، زیرا خدا او را از این جهان به عالم دیگر منتقل ساخت . پیش از آن ، خدا فرموده بود که از خنوخ خشنود است . 6 اما خشنود ساختن خدا بدون ایمان و توکل به او محال است . هر که می خواهد بسوی خدا بیاید ، باید ایمان داشته باشد که خدا هست و به آنانی که با دلی پاک در جستجوی او هستند ، پاداش می دهد .
نوح
7 نوح ، یکی دیگر از کسانی است که به خدا ایمان داشت . وقتی خدا به او فرمود که سرنوشت هولناکی در انتظار مردم بی ایمان است ، او سخن خدا را باور کرد . با اینکه هنوز هیچ نشانه ای از طوفان نبود ، اما او بدون فوت وقت ، یک کشتی ساخت و خانواده خود را نجات داد. ایمان نوح ، در نقطه مقابل گناه و بی ایمانی مردم دنیا قرار داشت ، مردمی که حاضر نبودند خدا را اطاعت کنند . در اثر همین ایمان بود که نوح مقبول خدا گردید .
ابراهیم
ابراهیم نیز بخاطر ایمانی که به خدا داشت ، دعوت او را اطاعت کرد و بسوی سرزمینی که خدا وعده اش را داده بود ، براه افتاد. او بدون آنکه بداند به کجا می رود ،شهر و دیار خود را ترک گفت ؛ 9 حتی وقتی به سرزمین موعود رسید ، مانند یک رهگذر در خیمه ها زندگی می کرد. اسحاق و یعقوب نیز که همین وعده را از خدا یافته بودند ، مانند او در خیمه ها زندگی خود را سپری می کردند . 10 ابراهیم با اطمینان کامل ، در انتظار روزی بود که خدا او را به آن شهر مستحکم و جاودان ببرد ، شهری که طراح و سازنده اش خود خداست . 11 همسر او سارا نیز به خدا ایمان داشت و بدلیل همین ایمان ، قدرت یافت تا باردار شود ، گرچه بسیار سالخورده بود ، زیرا او پی برده بود که خدا قادر است به وعده ای که به او داده ، وفا کند . 12 بنا بر این ، از ابراهیم ، یعنی از کسی که دیگر قادر به تولید مثل نبود ، نسلهایی بوجود آمد که همچون ستارگان آسمان و شنهای کنار دریا ، بیشمار بودند . 13 این مردان ایمان ، همه مردند بدون آنکه تمام وعده های خدا را دریافت کنند، اما آنها را از دور دیده ، به امید دریافتشان شاد شدند . آنان اذعان می داشتند که این دنیای زودگذر خانه واقعی ایشان نیست ، بلکه در این دنیا ، رهگذر و غریب هستند . 14 در واقع کسانی که چنین اذعان و اعترافی می کنند ، نشان می دهند که در انتظار خانه و وطنی واقعی در آسمان می باشند . 15 در ضمن ، اگر مایل بودند به خانه و کاشانه خود یعنی بسوی چیزهای فریبنده این دنیا بازگردند ، قطعاً فرصت چنین کاری را می داشتند ؛ 16 اما ایشان مایل به بازگشت به عقب نبودند ، و به امور این دنیا دلبستگی نداشتند ، بلکه علاقه و توجهشان به وطن آسمانی بود . بنا بر این خدا شرمنده نیست که خدای ایشان نامیده شود ، زیرا شهری در آسمان برای ایشان تدارک دیده است . 17 زمانی که خدا ابراهیم را در بوته آزمایش قرار داد و از او خواست تا پسرش اسحاق را قربانی کند ، او بسبب ایمانی که به خدا داشت ، حاضر شد دستور خدا را اطاعت نماید . با اینکه او درباره اسحاق وعده هایی از خدا دریافت کرده بود، اما آماده شد تا او را قربانی کند ؛ 18 بلی ، همان اسحاق را که خدا وعده داده بود از طریق او نسلی برای ابراهیم بوجود بیاورد . 19 زیرا ابراهیم ایمان داشت که حتی اگر اسحاق بمیرد ، خدا قادر است او را زنده سازد . در واقع همینطور نیز شد ، زیرا اسحاق از دیدگاه ابراهیم محکوم به مرگ بود ، اما عمر دوباره یافت .
اسحاق ، یعقوب و یوسف
20 در اثر ایمان بود که اسحاق می دانست خدا در آینده ، دو پسرش ، یعقوب و عیسو را برکت خواهد داد . 21 این ایمان بود که باعث شد یعقوب ، به هنگام پیری و در آستانه رحلت ، در حالیکه بر عصای خود تکیه زده بود ، دعا کند و هر دو پسر یوسف را برکت دهد. 22 در اثر ایمان بود که یوسف پیش از وفات خود ، با اطمینان اعلام کرد که روزی خدا قوم خود اسرائیل را از سرزمین مصر بیرون خواهد برد . او بقدری یقین داشت که از قوم خود قول گرفت که به هنگام رفتن ، استخوانهای او را نیز با خود ببرند .
موسی
23 والدین موسی نیز به خدا ایمان داشتند . از این جهت ، چون دیدند که خدا فرزندی به ایشان عطا کرده که با کودکان دیگر فرق دارد ، یقین حاصل کردند که خودش او را حفظ خواهد نمود . بنابر این ، با اینکه پادشاه دستور داده بود که همه نوزادان پسر را به رودخانه بیندازند ، ایشان بدون ترس کودک را سه ماه پنهان کردند . 24 در اثر ایمان بود که موسی ، وقتی بزرگ شد ، نخواست در کاخ فرعون بماند و نوه او نامیده شود . 25 او ترجیح می داد همراه با خلق رنج دیده خدا متحمل مشقات شود ، تا اینکه در کاخ سلطنتی ، چند روزی از گناه لذت ببرد . 26 در نظر او تحمل زحمت و ننگ در راه مسیح ، بسیار با ارزشتر از تمام خزاین و گنجهای مصر بود . زیرا او چشم انتظار آن پاداش بزرگی بود که او بدون ترس از غضب پادشاه ، مصر را ترک گفت و استوار به پیش رفت ، همچون کسی که خدای نادیده را در مقابل دیدگان خود دارد . 28 او چون ایمان داشت که خدا قوم خود را نجات خواهد داد ، بدستور خدا به قوم اسرائیل امر کرد که هر خانواده ، بره ای ذبح کند و خون آن را بر سر در خانه خود بپاشد تا فرشته مرگ که پسران ارشد مصریان را می کشت ، به پسر ارشد آن خانه صدمه ای نرساند . 29 قوم اسرائیل نیز به خدا ایمان آوردند و به سلامت از میان دریای سرخ عبور کردند ، گویی از زمین خشک رد می شدند . اما وقتی مصریان بدنبالشان آمدند و قصد عبور نمودند ، همگی غرق شدند .
راحاب
30 در اثر ایمان بود که حصار شهر اریحا ، پس از آنکه قوم اسرائیل بدستور خدا هفت روز آن را دور زدند ، فرو ریخت . 31 اما در آن میان راحاب فاحشه ، همراه اهالی اریحا کشته نشد ، زیرا به خدا و به قدرت او ایمان داشت و از فرستادگان قوم خدا به گرمی پذیرایی کرد ؛ اما دیگران حاضر نشدند خدا را اطاعت کنند .
نمونه ای دیگر از مشعلداران ایمان
32 دیگر چه نمونه ای بیاورم ؟ زیرا وقت مجال نمی دهد که از ایمان جدعون ، باراق ، سامسون ، یفتاح ، داود ، سموئیل ، و انبیای دیگر سخن گویم . 33 ایشان همگی به خدا ایمان داشتند ؛ به همین جهت توانستند در جنگها پیروز شوند ، ممالک را تسخیر کنند ، عدالت را در مملکت خود اجرا نمایند ، و وعده های خدا را در مملکت خود اجرا نمایند ، و وعده های خدا را دریافت کنند . ایشان در چاه شیران آسیبی ندیدند ، 34 و در میان شعله های آتش نسوختند . با ایمانی که داشتند از خطر شمشیر جان سالم بدر بردند ، و پس از درماندگی و بیماری ، نیروی تازه یافتند ؛ در جنگ نیز با شجاعت ، تمام سپاهیان دشمن را تارو مار کردند . 35 زنان به نیروی ایمان ، عزیزان از دست رفته خود را ،زنده در آغوش کشیدند .اما عده ای دیگر از مومنین نیز بودند که تا سر حد مرگ شکنجه و آزار دیدند و ترجیح دادند بمیرند تا اینکه به خدا خیانت ورزند و آزار شوند . زیرا خاطر جمع بودند که پس از مرگ ، آزادی واقعی و جاودانی نصیبشان خواهد شد . 36 بعضی شلاق خورده ، مورد تمسخر قرار گرفتند ؛ بعضی دیگر در سیاه چالها به زنجیر کشیده شدند . 37 برخی سنگ باران شدند و برخی دیگر با اره دو پاره گشتند . به بعضی وعده آزادی داده شد ، به شرط آنکه ایمان خود را انکار کنند ، و چون نکردند با شمشیر کشته شدند . 38 آنانی که جهان لایقشان نبود ، در پوست گوسفند و بز ، در کوه ها و بیابانها سرگردان شدند ، و در غارها و چاه ها خود را پنهان کردند ، و گرسنگی و بیماری و دربدری کشیدند . 39 این انسانهای مومن ، با اینکه بسبب ایمانشان مقبول خدا واقع شدند ، اما هیچیک برکات موعود خدا را نیافتند . 40 زیرا خدا می خواست که ایشان منتظر بمانند تا همراه ما به آن برکات بهتری برسند که او برای ما در نظر گرفته است.
Powerd By Heydari From Tokyo 2005