Home


انجیل متی

انجیل مرقس

انجیل لوقا

انجیل یوحنّا

کتاب اعمال رسولان

رساله های پولس رسول به

رومیان

قرنتیان اول

قرنتیان دوم

غلاطیان

افسسیان

فیلیپیان

کولسیان

تسالونیکیان اول

تسالونیکیان دوم

تیموتاوس اول

تیموتاوس دوم

تیطس

فلیمون

رساله به عبرانیان

رساله یعغوب

رساله اول پطرس

رساله دوم پطرس

رساله اول یوحنّا

رساله دوم یوحنّا

رساله سوم یوحنّا

رساله یهودا

مکاشفه یوحنّا

 

ایمان چیست ؟

حال ببینیم ایمان چیست . ایمان یعنی اطمینان به اینکه آنچه امید داریم ، واقع خواهد شد ؛ ایمان یعنی یقین به آنچه اعتقاد داریم ، گرچه قادر به دیدنشان نمی باشیم . 2 مردان خدا در زمان قدیم ، بسبب ایمانشان بود که مورد پسند خدا واقع شدند . 3 با ایمان به وجود خداست که می دانیم زمین و آسمان ، و در حقیقت همه چیز، بدستور خدا ساخته شده اند ؛ و همه اینها از چیزهای نا دیدنی به وجود آمده اند .

مشعلداران ایمان

هابیل

4 از راه ایمان بود که هابیل دستور خدا را اطاعت کرد و هدیه ای به خدا تقدیم نمود که بیشتر از هدیه قائن سبب رضایت او گردید . خدا با قبول هدیه هابیل ، نشان داد که او را مورد لطف و عنایت خود قرار داده است . و اکنون ، با اینکه هزاران سال از دوران هابیل می گذرد ، اما هنوز هم می توانیم درسهای بسیاری از زندگی او درباره ایمان به خدا بیاموزیم .

خنوخ

5 خنوخ نیز به خدا ایمان داشت . به همین جهت ، بدون اینکه طعم مرگ را بچشد ، خدا او را به نزد خود برد . او ناگهان ناپدید شد ، زیرا خدا او را از این جهان به عالم دیگر منتقل ساخت . پیش از آن ، خدا فرموده بود که از خنوخ خشنود است . 6 اما خشنود ساختن خدا بدون ایمان و توکل به او محال است . هر که می خواهد بسوی خدا بیاید ، باید ایمان داشته باشد که خدا هست و به آنانی که با دلی پاک در جستجوی او هستند ، پاداش می دهد .

نوح

7 نوح ، یکی دیگر از کسانی است که به خدا ایمان داشت . وقتی خدا به او فرمود که سرنوشت هولناکی در انتظار مردم بی ایمان است ، او سخن خدا را باور کرد . با اینکه هنوز هیچ نشانه ای از طوفان نبود ، اما او بدون فوت وقت ، یک کشتی ساخت و خانواده خود را نجات داد. ایمان نوح ، در نقطه مقابل گناه و بی ایمانی مردم دنیا قرار داشت ، مردمی که حاضر نبودند خدا را اطاعت کنند . در اثر همین ایمان بود که نوح مقبول خدا گردید .

ابراهیم

ابراهیم نیز بخاطر ایمانی که به خدا داشت ، دعوت او را اطاعت کرد و بسوی سرزمینی که خدا وعده اش را داده بود ، براه افتاد. او بدون آنکه بداند به کجا می رود ،شهر و دیار خود را ترک گفت ؛ 9 حتی وقتی به سرزمین موعود رسید ، مانند یک رهگذر در خیمه ها زندگی می کرد. اسحاق و یعقوب نیز که همین وعده را از خدا یافته بودند ، مانند او در خیمه ها زندگی خود را سپری می کردند . 10 ابراهیم با اطمینان کامل ، در انتظار روزی بود که خدا او را به آن شهر مستحکم و جاودان ببرد ، شهری که طراح و سازنده اش خود خداست . 11 همسر او سارا نیز به خدا ایمان داشت و بدلیل همین ایمان ، قدرت یافت تا باردار شود ، گرچه بسیار سالخورده بود ، زیرا او پی برده بود که خدا قادر است به وعده ای که به او داده ، وفا کند . 12 بنا بر این ، از ابراهیم ، یعنی از کسی که دیگر قادر به تولید مثل نبود ، نسلهایی بوجود آمد که همچون ستارگان آسمان و شنهای کنار دریا ، بیشمار بودند . 13 این مردان ایمان ، همه مردند بدون آنکه تمام وعده های خدا را دریافت کنند، اما آنها را از دور دیده ، به امید دریافتشان شاد شدند . آنان اذعان می داشتند که این دنیای زودگذر خانه واقعی ایشان نیست ، بلکه در این دنیا ، رهگذر و غریب هستند . 14 در واقع کسانی که چنین اذعان و اعترافی می کنند ، نشان می دهند که در انتظار خانه و وطنی واقعی در آسمان می باشند . 15 در ضمن ، اگر مایل بودند به خانه و کاشانه خود یعنی بسوی چیزهای فریبنده این دنیا بازگردند ، قطعاً فرصت چنین کاری را می داشتند ؛ 16 اما ایشان مایل به بازگشت به عقب نبودند ، و به امور این دنیا دلبستگی نداشتند ، بلکه علاقه و توجهشان به وطن آسمانی بود . بنا بر این خدا شرمنده نیست که خدای ایشان نامیده شود ، زیرا شهری در آسمان برای ایشان تدارک دیده است . 17 زمانی که خدا ابراهیم را در بوته آزمایش قرار داد و از او خواست تا پسرش اسحاق را قربانی کند ، او بسبب ایمانی که به خدا داشت ، حاضر شد دستور خدا را اطاعت نماید . با اینکه او درباره اسحاق وعده هایی از خدا دریافت کرده بود، اما آماده شد تا او را قربانی کند ؛ 18 بلی ، همان اسحاق را که خدا وعده داده بود از طریق او نسلی برای ابراهیم بوجود بیاورد . 19 زیرا ابراهیم ایمان داشت که حتی اگر اسحاق بمیرد ، خدا قادر است او را زنده سازد . در واقع همینطور نیز شد ، زیرا اسحاق از دیدگاه ابراهیم محکوم به مرگ بود ، اما عمر دوباره یافت .

اسحاق ، یعقوب و یوسف

20 در اثر ایمان بود که اسحاق می دانست خدا در آینده ، دو پسرش ، یعقوب و عیسو را برکت خواهد داد . 21 این ایمان بود که باعث شد یعقوب ، به هنگام پیری و در آستانه رحلت ، در حالیکه بر عصای خود تکیه زده بود ، دعا کند و هر دو پسر یوسف را برکت دهد. 22 در اثر ایمان بود که یوسف پیش از وفات خود ، با اطمینان اعلام کرد که روزی خدا قوم خود اسرائیل را از سرزمین مصر بیرون خواهد برد . او بقدری یقین داشت که از قوم خود قول گرفت که به هنگام رفتن ، استخوانهای او را نیز با خود ببرند .

موسی

23 والدین موسی نیز به خدا ایمان داشتند . از این جهت ، چون دیدند که خدا فرزندی به ایشان عطا کرده که با کودکان دیگر فرق دارد ، یقین حاصل کردند که خودش او را حفظ خواهد نمود . بنابر این ، با اینکه پادشاه دستور داده بود که همه نوزادان پسر را به رودخانه بیندازند ، ایشان بدون ترس کودک را سه ماه پنهان کردند . 24 در اثر ایمان بود که موسی ، وقتی بزرگ شد ، نخواست در کاخ فرعون بماند و نوه او نامیده شود . 25 او ترجیح می داد همراه با خلق رنج دیده خدا متحمل مشقات شود ، تا اینکه در کاخ سلطنتی ، چند روزی از گناه لذت ببرد . 26 در نظر او تحمل زحمت و ننگ در راه مسیح ، بسیار با ارزشتر از تمام خزاین و گنجهای مصر بود . زیرا او چشم انتظار آن پاداش بزرگی بود که او بدون ترس از غضب پادشاه ، مصر را ترک گفت و استوار به پیش رفت ، همچون کسی که خدای نادیده را در مقابل دیدگان خود دارد . 28 او چون ایمان داشت که خدا قوم خود را نجات خواهد داد ، بدستور خدا به قوم اسرائیل امر کرد که هر خانواده ، بره ای ذبح کند و خون آن را بر سر در خانه خود بپاشد تا فرشته مرگ که پسران ارشد مصریان را می کشت ، به پسر ارشد آن خانه صدمه ای نرساند . 29 قوم اسرائیل نیز به خدا ایمان آوردند و به سلامت از میان دریای سرخ عبور کردند ، گویی از زمین خشک رد می شدند . اما وقتی مصریان بدنبالشان آمدند و قصد عبور نمودند ، همگی غرق شدند .

راحاب

30 در اثر ایمان بود که حصار شهر اریحا ، پس از آنکه قوم اسرائیل بدستور خدا هفت روز آن را دور زدند ، فرو ریخت . 31 اما در آن میان راحاب فاحشه ، همراه اهالی اریحا کشته نشد ، زیرا به خدا و به قدرت او ایمان داشت و از فرستادگان قوم خدا به گرمی پذیرایی کرد ؛ اما دیگران حاضر نشدند خدا را اطاعت کنند .

نمونه ای دیگر از مشعلداران ایمان

32 دیگر چه نمونه ای بیاورم ؟ زیرا وقت مجال نمی دهد که از ایمان جدعون ، باراق ، سامسون ، یفتاح ، داود ، سموئیل ، و انبیای دیگر سخن گویم . 33 ایشان همگی به خدا ایمان داشتند ؛ به همین جهت توانستند در جنگها پیروز شوند ، ممالک را تسخیر کنند ، عدالت را در مملکت خود اجرا نمایند ، و وعده های خدا را در مملکت خود اجرا نمایند ، و وعده های خدا را دریافت کنند . ایشان در چاه شیران آسیبی ندیدند ، 34 و در میان شعله های آتش نسوختند . با ایمانی که داشتند از خطر شمشیر جان سالم بدر بردند ، و پس از درماندگی و بیماری ، نیروی تازه یافتند ؛ در جنگ نیز با شجاعت ، تمام سپاهیان دشمن را تارو مار کردند . 35 زنان به نیروی ایمان ، عزیزان از دست رفته خود را ،زنده در آغوش کشیدند .اما عده ای دیگر از مومنین نیز بودند که تا سر حد مرگ شکنجه و آزار دیدند و ترجیح دادند بمیرند تا اینکه به خدا خیانت ورزند و آزار شوند . زیرا خاطر جمع بودند که پس از مرگ ، آزادی واقعی و جاودانی نصیبشان خواهد شد . 36 بعضی شلاق خورده ، مورد تمسخر قرار گرفتند ؛ بعضی دیگر در سیاه چالها به زنجیر کشیده شدند . 37 برخی سنگ باران شدند و برخی دیگر با اره دو پاره گشتند . به بعضی وعده آزادی داده شد ، به شرط آنکه ایمان خود را انکار کنند ، و چون نکردند با شمشیر کشته شدند . 38 آنانی که جهان لایقشان نبود ، در پوست گوسفند و بز ، در کوه ها و بیابانها سرگردان شدند ، و در غارها و چاه ها خود را پنهان کردند ، و گرسنگی و بیماری و دربدری کشیدند . 39 این انسانهای مومن ، با اینکه بسبب ایمانشان مقبول خدا واقع شدند ، اما هیچیک برکات موعود خدا را نیافتند . 40 زیرا خدا می خواست که ایشان منتظر بمانند تا همراه ما به آن برکات بهتری برسند که او برای ما در نظر گرفته است.

صفحه اول

باب اول

باب دوم

باب سوم

باب چهارم

باب پنجم

باب ششم

باب هفتم

باب هشتم

باب نهم

باب دهم

باب یازدهم

باب دوازدهم

باب سیزدهم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


Powerd By  Heydari From Tokyo 2005