Home


انجیل متی

انجیل مرقس

انجیل لوقا

انجیل یوحنّا

کتاب اعمال رسولان

رساله های پولس رسول به

رومیان

قرنتیان اول

قرنتیان دوم

غلاطیان

افسسیان

فیلیپیان

کولسیان

تسالونیکیان اول

تسالونیکیان دوم

تیموتاوس اول

تیموتاوس دوم

تیطس

فلیمون

رساله به عبرانیان

رساله یعغوب

رساله اول پطرس

رساله دوم پطرس

رساله اول یوحنّا

رساله دوم یوحنّا

رساله سوم یوحنّا

رساله یهودا

مکاشفه یوحنّا

 

صفحه اول

آزادی از شریعت

ای برادران عزیز، شما که از اصول شریعت خبر دارید،یقیناً می دانید که وقتی شخصی می میرد، اصولاً شریعت دیگر بر او حاکم نیست.2،3 بعنوان مثال زنی که ازدواج کرده، تا زمانی که شوهرش زنده است، شرعاً به شوهرش تعلق دارد و مجاز نیست با مرد دیگری ازدواج کند.اما اگر شوهرش فوت کند، آزاد است و می تواند با مرد دیگری ازدواج کند. آن زن در صوریتی که پیش از فوت شوهرش دست به چنین عملی بزند ، زناکار خوانده می شود، اما پس از مرگ شوهرش ، اشکالی در این کار وجود ندارد. 4 در مورد شما نیز همین امر صادق است، به این ترتیب که شریعت یهود در گذشته همچون شوهر و صاحب اختیار شما همراه مسیح بر روی صلیب مردید، از این رو از قید ازدواج و تعلق به شریعت یهود آزاد شده اید و شریعت دیگر بر شما تسلط و حکمرانی ندارد. سپس همانطور که مسیح زنده شد، شما هم زنده شدید و اکنون شخص جدیدی هستید. حال می توان گفت که شما با آن کسی که از مردگان برخاست و زنده شد، ازدواج کرده اید،و از اینرو می توانید برای خدمت خدا مفید باشید و ثمر بیاورید. 5 هنگامی که هنوز طبیعت کهنه شما بر وجودتان مسلط بود، شریعت و احکام دین یهود باعث می شد خواهشهای گناه آلود در شما بیدار شوند و وادارتان سازند تا اعمالی را انجام دهید که خدا نهی کرده است؛ به این ترتیب به سوی تباهی و مرگ می رفتید. 6 اما اکنون دیگر وظیفه ای نسبت به احکام دین یهود ندارید، زیرا در همان زمان که اسیر آنها بودید، مردید و حال می توانید خدا را بطور حقیقی خدمت کنید، نه به روش سابق یعنی اطاعت از تعدادی امر و نهی ، بلکه به روش نوین یعنی بوسیله روح القدس.

شریعت و گناه

7 پس آیا منظور اینست که شریعت بد است؟ هرگز! شریعت بد نیست، اما همین شریعت بود که بدی و گناهان مرا به من نشان داد. بعنوان مثال اگر در احکام و شریعت ، گفته نشده بود که نباید در قلب خود خواهشهای ناپاک داشته باشید، من هیچگاه به وجود چنین خواهشهایی در خود پی نمی بردم. 8 پس شریعت علیه خواهشهای ناپسند من بود؛ گناه نیز با استفاده از این امر ، نادرستی این قبیل خواهشها و امیال را به یاد من می آورد و آنها را در من بیدار می کرد! در واقع انسان فقط زمانی گناه نمی کند که هیچ شریعت و حکمی وجود نداشته باشد.9 به همین دلیل، من تا زمانی که از احکام شریعت آگاهی نداشتم، از زندگی آسوده ای برخوردار بودم.اما وقتی از این احکام آگاهی یافتم، متوجه شدم که آنها را زیر پا گذاشته ام،و به همین علت گناهکار و محکوم به مرگ هستم. 10 همان احکام نیکو که انتظار می رفت راه زندگی را به من نشان دهند، سبب محکومیت و مرگ من شدند.11 گناه مرا فریب داد و با استفاده از احکام پاک الهی،مرا محکوم به مرگ کرد. 12 اما با وجود این مسایل، هیچ شکی نیست که شریعت ، بخودی خود کاملاً خوب و درست و منصفانه است. 13 اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟ اگر شریعت موجب محکومیت و هلاکت من شد، چگونه می تواند خوب باشد؟ واقعیت اینست که شریعت نیکوست، اما این گناه بود که از وسیله ای نیکو سوء استفاده کرد تا باعث محکومیت من گردد.پس ملاحظه می کنید که گناه چقدر فریبنده و مرگبار و سزاوار لعنت است که برای رسیدن به هدف خود یعنی نابودی من ، از احکام و شریعت خوب خدا سوء استفاده می کند . 14 پس شریعت خوب است و اشکالی در آن وجود ندارد. اشکال در من است که همچون یک برده به گناه فروخته شده ام. 15 بنابراین، من اختیار عمل خود را ندارم، زیرا هر چه می کوشم کار درست را انجام دهم نمی توانم، بلکه کاری را انجام می دهم که از آن متنفرم! 16 من بخوبی می دانم که آنچه می کنم، اشتباه است و وجدان ناراحت من نیز نشان می دهد که خوب بودن شریعت را تصدیق می کنم. 17 اما کاری از دستم بر نمی آید، زیرا کننده این کارها من نیستم. این گناه درون من است که مرا وادار می کند مرتکب این اعمال زشت گردم، زیرا او از من قویتر است.18 اکنون دیگر برای من ثابت شده است که وجود من بخاطر این طبیعت نفسانی، از سر تا پا فاسد است. هر چه تلاش می کنم، نمی توانم خود را به انجام اعمال نیکو وادارم. می خواهم خوب باشم، اما نمی توانم.19 می خواهم کار درست و خوب انجام دهم، اما قادر نیستم. سعی می کنم کار گناه آلودی انجام ندهم، اما بی اختیار گناه می کنم. 20 پس اگر کاری را انجام می دهم که نمی خواهم، واضح است که اشکال در کجاست : گناه هنوز مرا در چنگال خود اسیر نگاه داشته است. 21 به نظر می رسد که در زندگی، این یک واقعیت است که هرگاه می خواهیم کار نیک انجام دهیم،بی اختیار کار بد از ما سر می زند. 22 البته طبیعت تازه ام مایل است خواست خدا را انجام دهم، 23،24،25 اما چیزی در عمق وجودم، در طبیعت نفسانی من هست که با فکرم در جنگ و جدال می باشد و در این مبارزه پیروز می شود و مرا برده گناه می سازد، گناهی که هنوز در درون من وجود دارد. در فکرم اراده می کنم که خدمتگزار از جان گذشته خدا باشم، اما می بینم که هنوز اسیر گناه هستم. پس می بینید که من در چه حالی هستم: طبیعت جدید من به من امر می کند که اعمالم پاک و خوب باشند، اما آن طبیعت کهنه که هنوز در من است، بسوی گناه کشیده می شود. وای که در چه تنگنای وحشتناکی گرفتار شده ام! چه کسی می تواند مرا از چنگ این طبیعت مرگبار آزاد کند؟ خدا را شکر، این کار را خداوند، عیسی مسیح انجام می دهد.

باب اول

باب دوم

باب سوم

باب چهارم

باب پنجم

باب ششم

باب هفتم

باب هشتم

باب نهم

باب دهم

باب یازدهم

باب دوازدهم

باب سیزدهم

باب چهاردهم

باب پانزدهم

باب شانزدهم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


Powerd By  Heydari From Tokyo 2005