|
رساله های پولس رسول به |
چوپان مهربان
هر که نخواهد از در به آغل گوسفندان داخل شود بلکه از روی دیوار به داخل بپرد، یقیناً دزد است. 2- زیرا شبان گوسفندان همیشه از در وارد می شود. 3- دربان نیز در را برای شبان می گشاید، گوسفندان صدای او را می شنوند و نزد او می آیند. شبان نام گوسفندان خود را یک به یک می خواند و آنها را بیرون می برد. 4- او پیشاپیش گوسفندان حرکت می کند و گوسفندان بدنبال او می روند ، چون صدای او را می شناسند. 5- گوسفندان دنبال غریبه نمی روند، بلکه از او فرار می کنند ، چون با صدای غریبه ها آشنا نیستند. 6- کسانی که این مثل را شنیدند ، منظور عیسی را درک نکردند. 7- پس برای ایشان توضیح داد و فرمود: برای گوسفندان ، من در هستم. 8- دیگران که پیش از من آمدند ، همه دزد و راهزن بودند. بهمین جهت، گوسفندان واقعی به سخنان ایشان گوش ندادند. 9- بلی،من در هستم. کسانی که از این در وارد می شوند، نجات پیدا می کنند و در داخل و بیرون می گردند و چراگاه سبز و خرم می یابند . 10- کار دزد اینست که بدزدد ، بکشد ؛ اما من آمده ام تا به شما حیات واقعی را به فراوانی عطا نمایم. 11- من شبان خوب و دلسوزم. شبان خوب از جان خود می گذرد تا گوسفندان را از چنگال گرگها نجات دهد. 12- ولی کسی که مزدور است و شبان نیست، وقتی می بینید گرگ می آید، گوسفندان را گذاشته ، فرار می کند، چون گوسفندان از آن او نیستند و او شبانشان نیست. آنگاه گرگ به گله می زند و گوسفندان را پراکنده می کند. 13- مزدور می گریزد ، چون برای مزد کار می کند و به فکر گوسفندان نیست. 14- من شبان خوب و مهربانم و گوسفندانم را می شناسم و آنها نیز مرا می شناسند. 15- درست همانطور که پدرم مرا می شناسد و من او را می شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان می دهم. 16- من در آغلهای دیگر نیز گوسفندانی دارم ؛ آنها را نیز باید بیاورم. آنگاه به صدای من توجه کرده ، همه باهم یک گله خواهند شد با یک شبان.17- پدرم مرا دوست می دارد، چون من جانم را می دهم و بازپس می گیرم. 18- کسی نمی تواند بزور مرا بکشد ، من داوطلبانه جانم را فدا می کنم. چون اختیار و قدرت این را دارم که هرگاه بخواهم، جانم را بدهم و باز پس بگیرم. پدرم این اختیار را به من داده است. 19- سران قوم وقتی این سخنان را شنیدند ، باز در باره او اختلاف نظر پیدا کردند. 20- بعضی گفتند : این مرد دیوانه است و عقل خود را از دست داده است. چرا به حرفهای او گوش می دهید؟ 21- دیگران گفتند: بنظر دیوانه نمی آید. مگر دیوانه می تواند چشمان کوران را باز کند؟
یهودیان عیسی را بعنوان مسیح قبول نمی کنند
22،23- زمستان بود و عیسی به هنگام جشن سالگرد بنای خانه خدا در اورشلیم بود و در تالار سلیمان در خانه خدا ، قدم می زد. 24- سران قوم یهود دور او را گرفتند و پرسیدند : تا به کی می خواهی ما را در شک و تردید نگاه داری ؟ اگر تو همان مسیح هستی ، روشن و واضح به ما بگو. 25- عیسی جواب داد: من قبلاً به شما گفتم ولی باور نکردید. معجزه هایی که به قدرت پدرم می کنم ، تابث می کند که من مسیح هستم. 26- اما شما به من ایمان نمی آورید، زیرا جزو گوسفندان من نیستید. 27- گوسفندان من صدای مرا می شناسند ، من نیز ایشان را می شناسم و آنها بدنبال من می آیند. 28- من به ایشان زندگی جاوید می بخشم تا هرگز هلاک نشوند. هیچکس نیز نمی تواند ایشان را از دست من بگیرد. 29- چون پدرم ایشان را به من داده است و او از همه قویتر است ؛ هیچ انسانی نمی تواند ایشان را از پدرم بگیرد. 30- من و پدرم خدا یکی هستیم. 31- باز سران قوم سنگها را برداشتند تا او را بکشند. 32- عیسی فرمود: به امر خدا برای کمک به مردم، معجزه های بسیار کرده ام. برای کدام یک از آن معجزه ها می خواهید مرا بکشید؟ 33- جواب دادند: مابخاطر کفری که می گویی می خواهیم تو را بکشیم، نه برای کارهای خوبت. چون تو یک انسانی و ادعای خدایی می کنی. 34،35،36- عیسی جواب داد: مگر در تورات شما نوشته نشده « شما خدایان هستید» ؟ حال اگر کتاب آسمانی که غیر ممکن است مطالب نادرستی در آن باشد، به کسانی که پیغام خدا به ایشان رسیده است، می گوید که خدایان هستند، آیا کفر است که کسی که این خدا او را تقدیس کرد و به جهان فرستاد، بگوید من فرزند خدا هستم؟ 37- اگر معجزه نمی کنم ، به من ایمان نیاورید. 38- ولی اگر می کنم و باز نمی توانید به خود من ایمان بیاورید ، لا اقل به معجزاتم ایمان آورید تا بدانید که پدر در وجود من است و من در وجود او هستم. 39- بار دیگر خواستند او را بگیرند ولی عیسی رفت و از آنان دور شد. 40- سپس به آن طرف رود اردن رفت، یعنی نزدیک به جایی که یحیی در آغاز مردم را غسل می داد. 41- در آنجا بسیاری از مردم نزد او آمدند ؛ ایشان به یکدیگر می گفتند : یحیی معجزه ای نکرد ولی هر چه در باره این شخص گفت درست در آمد. 42- و بسیاری به این نتیجه رسیدند که او همان مسیح است.
Powerd By Heydari From Tokyo 2005