Home


انجیل متی

انجیل مرقس

انجیل لوقا

انجیل یوحنّا

کتاب اعمال رسولان

رساله های پولس رسول به

رومیان

قرنتیان اول

قرنتیان دوم

غلاطیان

افسسیان

فیلیپیان

کولسیان

تسالونیکیان اول

تسالونیکیان دوم

تیموتاوس اول

تیموتاوس دوم

تیطس

فلیمون

رساله به عبرانیان

رساله یعغوب

رساله اول پطرس

رساله دوم پطرس

رساله اول یوحنّا

رساله دوم یوحنّا

رساله سوم یوحنّا

رساله یهودا

مکاشفه یوحنّا

 

صفحه اول

معجزه در عروسی

دو روز بعد، مادر عیسی در یک جشن عروسی در دهکده « قانا » در جلیل مهمان بود. 2- عیسی و شاگردان او نیز به عروسی دعوت شده بودند. 3- هنگام جشن ، شراب تمام شد. مادر عیسی با نگرانی پیش او آمد و گفت: شرابشان تمام شده است. 4- عیسی فرمود: از من چه می خواهی؟ هنوز وقت آن نیست که معجزه ای انجام دهم. 5- با اینحال ، مادر عیسی به خدمتکاران گفت: هر دستوری به شما می دهد، اطاعت کنید. 6- در آنجا شش خمرة سنگی بود که فقط در مراسم مذهبی از آن استفاده می شد و هر کدام گنجایش حدود 100 لیتر آب را داشت. 7- عیسی به خدمتکاران فرمود. این خمره ها را پر از آب کنید. 8- وقتی پرکردند، فرمود: حالا کمی از آن را بردارید و نزد گرداننده مجلس ببرید! 9،10- وقتی گردانندة مجلس آن آب را که شراب شده بود چشید، داماد را صدا زد و گفت: چه شراب خوبی ! مثل اینکه شما با دیگران خیلی فرق دارید، چون معمولاً در جشنها ، اول با شراب خوب از مهمانها پذیرایی می کنند و بعد که همه سرشان گرم شد ، شراب ارزانتر را می آورند. ولی شما شراب خوب را برای آخر نگه داشته اید. او نمی دانست که شراب از کجا آمده است، ولی خدمتکاران می دانستند. 11- این معجزه عیسی در دهکده قانای جلیل ، اولین نشانه قدرت دگرگون کننده او بودو شاگردان ایمان آوردند که او واقعاً همان مسیح است.

عیسی در خانه خدا

12- سپس عیسی با مادر، برادران و شاگردان خود برای چند روز به شهر کفرناحوم رفت. 13- عید پسح که یکی از اعیاد بزرگ یهود بود، نزدیک می شد. پس عیسی به شهر اورشلیم رفت.14- آنجا ، در اطراف خانه خدا، مردم را دید که برای انجام مراسم قربانی، مشغول خرید و فروش گاو، گوسفند و کبوتر بودند. صرافان پولها را روی میزها چیده بودند و با مشتری ها مبادله می کردند. 15- عیسی با طناب ، شلاقی درست کرد و همه را از آنجا بیرون کرد. او گاوان و گوسفندان را بیرون راند و سکه های صرافان را بر زمین ریخت و میزها را واژگون کرد. 16- سپس به سراغ کبوتر فروشان رفت و دستور داده، گفت: اینها را از اینجا بیرون ببرید و خانه پدر مرا به بازار تبدیل نکنید. 17- آنگاه شاگردان عیسی به یاد این پیشگویی کتاب آسمانی افتادند که می گوید: اشتیاقی که برای خانه خدا دارم، مثل آتش در من زبانه می کشد. 18- سران قوم یهود از عیسی پرسیدند: تو به چه حقی این کارها را می کنی؟ اگر بدستور خداست، با معجزه ای آن را به ما ثابت نما! 19- عیسی جواب داد: بسیار خوب ، معجزه ای که برای شما می کنم اینست : این خانه خدا را خراب کنید تا من در عرض سه روز آن را دوباره بسازم! 20- گفتند: چه می گویی ؟ چهل و شش سال طول کشید تا این خانه را ساختند. اینک تو می خواهی سه روزه آن را بسازی؟ ولی منظور عیسی از خانه خدا بدن خودش بود. 22- پس از اینکه عیسی بعد از مرگ زنده شد، شاگردانش این گفته او را به یاد آوردند و فهمیدند آنچه از کتاب آسمانی نقل کرده بود، درباره خودش بود و حقیقت داشت. 23- بخاطر معجزات او در روزهای عید، بسیاری در اورشلیم به او ایمان آوردند. 24- ولی عیسی به آنها اعتماد نکرد، چون از قلب مردم آگاه بود، 25- و لازم نبود کسی به او بگوید که مردم چقدر زود تغییر عقیده می دهند.

باب اول

باب دوم

باب سوم

باب چهارم

باب پنجم

باب ششم

باب هفتم

باب هشتم

باب نهم

باب دهم

باب یازدهم

باب دوازدهم

باب سیزدهم

باب چهاردهم

باب پانزدهم

باب شانزدهم

باب هفدهم

باب هجدهم

باب نوزدهم

باب بیستم

باب بیست و یکم

 

 

 

 

 

 

 


Powerd By  Heydari From Tokyo 2005