|
رساله های پولس رسول به |
عیسی کور مادر زادی را شفا می دهد
وقتی عیسی از محلی می گذشت ، کور مادرزادی را دید . 2- شاگردان از او پرسیدند: استاد ، این شخص چرا نابینا بدنیا آمده است؟ آیا در اثر گناه خود او بوده است یا در نتیجه گناهان پدر و مادرش؟ 3- عیسی جواب داد: هیچکدام. علت آنست که خدا می خواهد قدرت شفا بخش خود را اکنون از طریق او نشان دهد. 4- ما همه باید بسرعت وظیفه ای را که فرستنده من به عهده ما گذاشته است انجام دهیم، زیرا وقت کمی تا شب باقی مانده و در آن نمی توان کاری انجام داد. 5- من تا وقتی در این جهان هستم، به آن نور می بخشم.6- آنگاه آب دهان بر زمین انداخت و با آن گل درست کرد و به چشمان کور مالید، 7- و به او فرمود: به حوض سیلوحا برو و چشمانت را بشوی. (سیلوحا به زبان عبری به معنی «فرستاده» می باشد) آن کور نیز رفت ، و چشمان خود را در آن حوض شست و بینا بازگشت. 8- همسایه ها و کسانی که او را بعنوان فقیری نابینا می شناختند ، از یکدیگر پرسیدند: آیا این همان گدای کور است؟ 9- بعضی گفتند همانست و بعضی گفتند : نه ، غیر ممکن است که او باشد. اما شباهت زیادی به او دارد. مرد فقیر گفت: من همانم. 10- از او پرسیدند: پس چه شد که بینا شدی ؟11- گفت: شخصی که مردم او را عیسی می خوانند ، گل درست کرد، به چشمانم مالید و گفت که به حوض سیلوحا بروم و گل را از چشمانم بشویم. من نیز رفتم و شستم و بینا شدم.14- پرسیدند: او حالا کجاست؟ جواب داد نمی دانم. 13- پس او را نزد فریسیان بردند. 14- عیسی این کور را روز شنبه شفا داده بود. 15- فریسیان جریان را از او پرسیدند. او نیز گفت که عیسی گل درست کرد ، به چشمانش مالید و وقتی شست ، بینا شد.16- بعضی از ایشان گفتند: اگر چنین باشد، عیسی از جانب خدا نیست، زیرا در روز عبادت و استراحت کار می کند.
دیگران گفتند: ولی چگونه یک شخص گناهکار می تواند چنین معجزه ای بکند؟ پس بین ایشان اختلاف افتاد. 17- آنگاه فریسیها بازگشتند و به آن مردی که قبلاً کور بود، گفتند: تو خودت چه می گویی؟ این شخص که چشمانت را باز کرد ، کیست؟ جواب داد : بنظر من باید پیغمبری از طرف خدا باشد. 18- سران قوم که باور نمی کردند او کور بوده است، پدر و مادرش را خواستند. 19- از ایشان پرسیدند: این پسر شماست؟ آیا درست است که کور بدنیا آمده است؟ در اینصورت چطور چشمانش باز شد؟ 20- پدر و مادر جواب دادند: بلی، این پسر ماست و کور هم بدنیا آمده است. 21- ولی نه می دانیم چه کسی این کار را برایش کرده است. از خودش بپرسید، چون بالغ است و می تواند همه چیز را بگوید. 22،23- پدر و مادر او از ترس سران قوم یهود چنین گفتند، چون ایشان اعلام کرده بودند که هر که بگوید عیسی همان مسیح است ، او را از تمام مزایای جامعه محروم خواهند کرد. 24- فریسی ها دوباره او را خواستند و گفتند: خدا را تمجید کن نه عیسی را، چون ما خوب می دانیم که عیسی آدم شیادی است. 25- جواب داد : من نمی دانم که او خوب است یا بد. فقط می دانم که کور بودم و حالا می توانم ببینم. 26- از او پرسیدند: خوب ، عیسی با تو چه کرد؟ چطور چشمانت را باز کرد؟ 27- جواب داد: من یک بار به شما گفتم، مگر نشنیدید؟ چرا می خواهید دوباره تعریف کنم ؟ آیا شما هم می خواهید شاگرد او بشوید؟28- فریسی ها او را دشنام داده ، گفتند: تو خودت شاگرد او هستی. ما شاگردان موسی می باشیم. 29- ما می دانیم که خدا با موسی رودررو سخن می گفت. اما درباره این شخص ، هیچ چیز نمی دانیم. 30- جواب داد: این خیلی عجیب است که او می تواند کوری را بینا کند و شما درباره او هیچ چیز نمی دانید؟
31- همه می دانند که خدا به دعای اشخاص شیاد گوش نمی دهد، بلکه دعای کسی را می شنود که خدا پرست باشد و اراده او را انجام دهد. 32- از آغاز جهان تابحال هیچوقت کسی پیدا نشد که بتواند چشمان کور مادرزاد را باز کند. 33- اگر این شخص از طرف خدا نبود، چگونه می توانست چنین کاری بکند؟ 34- ایشان فریاد زدند: ای حرامزاده لعنتی ، تو می خواهی به ما درس بدهی؟ پس او را بیرون کردند. 35- وقتی این خبر به گوش عیسی رسید، او را پیدا کرد و فرمود:آیا تو به مسیح ایمان داری؟ 36- جواب داد : آقا، بگویید مسیح کیست، چون می خواهم به او ایمان بیاورم. 37- عیسی فرمود: تو او را دیده ای و هم اکنون با تو سخن می گوید. 38- گفت : بلی ای خداوند ، ایمان آوردم. و عیسی را پرستش کرد. 39- عیسی به او فرمود: من به این جهان آمده ام تا چشمان دل آنانی را که در باطن کورند باز کنم و به آنانی که تصور می کنند بینا هستند، نشان دهم که کورند.40- بعضی از فریسیان که آنجا بودند ، گفتند : آیا منظورت اینست که ما کوریم؟ 41- عیسی جواب داد : اگر کور بودید ، تقصیر نمی داشتید ؛ ولی شما مقصر باقی می مانید ، چون ادعا می کنید که چشم دارید و همه چیز را می بینید.
Powerd By Heydari From Tokyo 2005